X
تبلیغات
ناصر کاظمی
ناصر کاظمی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 توسط ناصر کاظمی |

بسم الله الرحمن الرحیم                                                                  

مقاله ی خلبان و شهید ستواندوم خلبان رامین جدی                                                                                               

 

لازم به ذکر است که نخست من با افتخار بگویم که من به رشته ی خلبانی علاقه دارم و البته به خلبانی نمی توان گفت رشته بلکه خلبانی عشق و شوق جهاد در راه خداست. خلبانی شغلی است مقدس وپر افتخار که به داشتن دلی پاک و مالامال از زیبایی و داشتن قصد و هدف برای پرواز بسوی معبود ((شهادت)) نیاز دارد . خلبانی شعار نمی خواهد بلکه شجاعت و ایمان می خواهد و با وجود این من بخاطر مزایای خوب خلبانی به ان علاقه ندارم بلکه من می خواهم که جهاد در راه خدا و خدمت به خلق خدا را پذیرا باشم و من اکنون لایق ان نیستم که بتوانم خلبانی را توصیف کنم ودر مورد خلبانی سخن بگویم. خلبان در وهله ی اول با خداوند عهد وپیمان می بندد و خون خود را در گرو ازادی و امنیت خلق خدا قرار می دهد. من به طور صریح می گویم که در گذشته هیچ اطلاعاتی در رابطه با خلبانی نداشتم و اصلاُ نمی دانستم که خلبان در نزد خدا و خلق خدا چه جایگاهی دارد. تا این که روزی در تاریخ 10/8/90 به من خبر رسید که پسر عمه ی خلبانم به شهادت رسیده ومن قبل از این حادثه ی ناگوار اصلاُ نمی دانستم که پسر عمه ام چه قدر مخلص بوده است ومن اکنون عین این خبر را بازگویی می کنم : در پی وقوع یک حادثه ی ناگوار سقوط بالگرد نظامی تهران در شهرستان خاش سه تن از هم وطنان عزیز و مفتخر کشورمان به درجه ی رفیع شهادت نائل گشتند این بالگرد که برای ماموریت ازاد سازی یک گروگان به منطقه ی مرزی خاش نازل شده بود در حین ماموریت به هنگام اوج گرفتن به دکل بیسیم محوطه ی سپاه برخورد کرده و متلاشی گردید و شهدای این حادثه ی ناگوار عبارت اند از : خلبان رامین جدی -خلبان بهمن عبدالعلی پور و مهندس پرواز مرتضی بنی نجار.

و من اکنون دیکلمه ای برای شهید ستوان دوم خلبان رامین جدی ارائه می دهم:

خلبان:حمله ور شد ارتش خلق ایران پی دشمن از زمین و آسمان!

خلبانان ! ای امید فخر ایران! پرواز کن!پرواز کن تا دشمن دل وجرءات وشجاعتت را ببیند!پرواز کن تا دشمن قد رعنایت را ببیند!

وقتی تو بر بام آسمانها پرواز میکنی ما این پایین خیالمان راحت است!

و با انگشتمان تو را نشان میدهیم!

و برایت افتخار میکنیم و خدا شکر!

رامین جان! به رفتنت از طرفی ناراحتیم چرا؟

چون دیگر نمی بینیمت!

چون دیگر دستت را نمی فشاریم!

چون دیگر روی گوشی هایمان اسم تو را نمی بینیم!

اما از طرفی خوشحالیم چون خداوند تو را دوست داشت و شهید از دنیا رفتی!

می دانی همه به  از دنیا رفتنت حسودی می کنند!

همه می گویند آدم خوب کسیست که با از دنیا رفتنش همه ناراحت می شوند!

به وللله کسی به نبودنت راضی نیست و تو لایق شهادت بودی!

مرد مومن رفتی که پرواز کردن را بیاموزی!

رفتی که چون عقاب تیز پرواز پرواز کردن را بیاموزی!

ولی چه زود معنی پرواز کردن را دانستی و به سوی معبودت پرواز کردی!

گویا آسمان بیشتر از زمین تو را دوست داشت!

رامین جان!می دانی بیشتر از همه چه چیزی دل ما را کباب می کند!2

هر پنجشنبه مادرت از آرزوهایش برایمان می گوید!از آرزوهایی که برای تو داشت!

از خلبان بودنت!از لباس دامادیت!

پسر خوب چه زود تنهایمان گذاشتی تازه داشتیم برایت افتخار می کردیم!

پسرم خلبان است!برادرم خلبان است!پسر عمه ام خلبان است!دوستم خلبان است!هم روستاییم خلبان است!

واکنون به خوب بودنت و خوب از دنیا رفتنت!و شهید شدنت افتخار می کنیم!

روحت شاد و راحت همیشه جاویدان!و بدان من هم به خلبانی علاقه دارم و راهت را ادامه خواهم داد!

من پس از مشاهده ی مراسم تشییع جنازه ی این کبوتر خونین معنای شهادت را فهمیدم که شهید در نزد خدا و هم در نزد خلق خدا از چه ارزش بالایی برخوردار است و از این پس تصمیم گرفتم که در اینده رشته ی خلبانی را برگزینم و راه پسر عمه ی گرامیم را ادامه دهم و در پاسداری از میهن خویش سهمی داشته باشم.لازم به ذکر است شهید انقدر گمنام و مخلص بود که به هیچ کس چیزی نمی گفت و حتی بسیاری نمی دانستند که ایشان خلبان است.شهید دارای کمر سیاه در رشته ی کاراته بود و به زبان انگلیسی کاملاُ مسلط بوده ودر کنکور 90 در کارشناسی زبان انگلیسی قبول شده و مشغول به تحصیل بود که سرانجام این حادثه ی ناگوار برای ایشان رخ داد.

شعری برای شهید: بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

 

اي شهيد ! 

 

 

عشق را بـا خـون خـود كردي تـو معنـا اي شهيـد!

خـويـش را بـردي بـه اوج عـرش اعـلا ، اي شهيد! 

زنـدگي  تسليم   تـو  شد ، مــرگ خــالي از عــدم

زنـده تــر از تـو نمي بينـم بـه دنيــــا اي شهيـــــد! 

در كـلاس عشـق تــو ، استــادهــا  بنشستــه اند

كـــز تـو آمـوزنــد  ســــرمشق  الفبـــا،  اي شهيد! 

نــور  مي پــاشي  بسان   مــاه   بــــر   قصر  امـل

عشـق مي نوشد ز تـو عــاشقترين ها اي شهيد! 

مـأمـن   جــانْ پَـرورت  ،  ســـــرمنــزل   مقصـــودها

حـــاصلي از  بــاورت  ، روح   تـجلّا اي شهيـــــــــد! 

عـــالمي حيـــران بـه شور و عشقبــــازي هاي تـو

گلشنـــي حسرت بـــه ديـدار تـو رعنـا، اي شهيد!

جــز خــدا واقف نـشد بـــر  اوج  عـرفـان تــــو  كس

چــونكه گشتـــه عـاشقت آخـر خـدا را اي شهيـد! 

تيــغ    هيبت  مـــي زنـي انـديــــشه ي فـرعُوْن را

بـا   يد   بيضائي ات ، مانند  موسي(ع) اي شهيد! 

تـو عظيـم و اعظمـي ، عـاري  ز نـقصان و عـــــدم

تــو شريف و اشرفي  چون شاخ طوبي اي شهيد!

موج موج از تــو سرازيــر است بــر رگهــاي عـشق

شور سرمستي كـه در خــونست پيـدا اي شهيد! 

بــي تـــــو  مـــي ميـــــرد  جـهان   عزّت و امّيــدها

بـي تـو   مي خشكد   گـل  راز  تـمنّـا   اي  شهيد!

تـو مــراد و عــــارفــــي در  گـــلسِــتان    معـــرفت

جـلوه ي  روح    تو را خواهم تماشا اي شهيــــــد!

بـر تـهيـدستـــان ، نـگاهــــــي از  حضور    پـاك بـاد

چـشم   يـاري دارد  از  عشق   تو  دادا اي شهيد!

شهیدخلبان رامین جدی

 

بسم رب الشهدا والصدیقین

دریغا یادگار یار گم گشت                 گلی دیگر دراین گلزار گم گشت

سراغش چون گرفتم  هاتفی گفت        دلا گنجینه ی اسرار گم گشت

برخی از تصاویر شهید ستوان دوم خلبان رامین جدی:

 

روحشان شاد

و

راهشان مستدام باد

 

نوشته شده توسط ناصر کاظمی(naser kazemi )

25/12/1391

 

 

 

.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون